7
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 19:51
صبح ها 5 بیدار میشم،یه قهوه ميخورم،یه درس زبان عمومی ميخونم و ميرم پارک پیاده روی.برمیگردم،صبحانه و شروع درسهام. +با بلند شدن از تخت اساسا مشکل دارم.باید حلش کنم،چون زیاد ميخوابم +هوا خنک.شده،برگها دارن زرد میشن و ميريزن.به امید رفتن... +انقدر دلم میخواد برم آلمان که اگر تلاش نکنم،به خودم،هدفم و دلم...
5
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:08
این شبها، بهانه ی خوبیه برای شلوغ کردن.ملت هر چقدر دوست دارن،ایستگاه صلواتی میزنن و اکو ميذارن اندازه دیوار چین طوری که صدای نوحه و مداحی شون تا آسمون ميره.تنها چیزی که اهمیت نداره،آرامش و اعصاب بقیه ست.درس ميخونم،هوا خنک شده اما سرسام میگیرم از سروصدا.گاهی مجبورم پنجره اتاقم رو ببندم. +به امید روزی...
6
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:08
آشپزی موقتا تعطیل ه چون نذری زیاد برام ميرسه امروز رفتم کمک شام هیئت.رسما دهنم صاف شد.برنج و لپه پاک کردیم.نوبت پیاز شد،برگشتم خونه،با کمردرد و خیلی خسته،40 دقیقه خوابیدم.از رفتار شون متعجب م،هم داوطلبانه کمک میکنن هم غر میزنن.
1
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:49
+تنها راه موفقیت،ارشد،بورس آلمان و مهاجرته +ریاضی کند پیش ميره،سه هفته ست درس نخوندم +هوا گرمه،میگن تهران خنک شده +اینجا دلم آروم تره،اما هدف بزرگ امسال قبولی ارشده
2
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:49
+باید برم خونه،باشگاه و کم خوري،باید برسم به 55 کیلو +انواع دمنوش رو خوردیم،تجربه جالبی بود +گرما واقعا باعث بی اشتهایی میشه +دریا،دوست داشتنی ه.یه حس خوب.دلم براش تنگ ميشه
3
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:49
+اپيدمي اعتقادات کاذب،عاقل باشیم +اینجا هیچ عدم تعلق ی نبود.آزادی ذهنی،یه جور رهایی دلبخش +میخوام زبان تخصصی کنکور رو 60-70 درصد بزنم +باید کارش رو رها کنه و بره دنبال دلش
4
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 6:49
+سند خونه به اسمش میشه و طلاق ميگيره +بعضیا بهتره جدا بشن،من هم باید برم آلمان +دیروز برگشتم و باز هم فهمیدم تصميم کاملا درستی گرفتم +زندگی توی بعضی خونه ها،اتلاف عمره!